زين العابدين شيروانى

33

بستان السياحه ( فارسي )

كشتاسب بن لهراسب كيانى دعوت زردشت را به اجابت مقرون ساخت و در ان كيش و ملّت راسخ كشته رسوم تقليد آبا و اجداد برانداخت بامر زردشت فرمان داد كه در اقطار عالم و امصار امم آتشكده‌ها سازند و خلايق به روش كيش و آئين زردشت پردازند چون منشا و مسقط الرّاس زردشت آن ملك بود نخستين آتشكده كه در ممالك محروسه احداث نمود در آن ولايت بود لهذا بآذربيكان مسمّى كشت پوشيده نماند كه خلق آن ديار قبل از ظهور اسلام مذهب زردشت و صائبيّه داشتند و بعد از ظهور ملّت بيضاء سالك مسالك دين اسلام كشتند اكنون كثرت و ازدحام بسيار و مذهب اماميّه دارند و قرب دو هزار خانه اهل سنّت و جماعت باج كذارند و تخمين پنج‌هزار خانه علىاللّهى و قليل نصارى و اقل قليل يهود و شيطان‌پرست و يزيدى و در بعض جبال آنجا كمتر از جهودند بدانكه پيوسته اولياء ملوك فرس در آن ولايت ايالت داشتندى و كاهى اولاد ايشان لواى استقلال افراشتندى چون آفتاب دولت اسلام از مشرق ايمان تابيدن كرفت و زمان ملوك عجم اختتام پذيرفت در سال بيست و دو هجرى در زمان خلافت عمر بن الخطّاب مغيره آن ولايت را مفتوح ساخت و اعداى دين و دولت و ملك و ملّت را از آن عرصه برانداخت و بعد از خلافت خلفاء آن كشور مسخّر اولياء بنى اميّه كرديد و چون ايّام دولت ايشان به آخر رسيد به حوزه تسخير بنى عبّاس درآمد و چون در بنيان خلافت ايشان اختلال پيدا شد حكّام اتابكان ايلدكز در سنه 540 پانصد و چهل هجرى از جانب ملوك سلجوقيّه استقلال يافتند بعد از انقراض دولت ايشان چندى ملوك عراق و خراسان به حكومت آن ديار شتافتند تا آنكه دولت چنكيز خان ظهور نمود طايفهء چنكيزيّه جميع بلاد آنجا را كشودند فرقه از ايشان تبريز را دار الملك خويش كردند و بعضى از حكام و سلاطين ايشان قلاع خوب و بقاع مرغوب برآوردند و چون بامر لايزال دولت ايشان زوال يافت چوپانيان به ايالت آن ولايت شتافتند و مقارن دولت ايشان ملوك ايلخانيان ظاهر شدند و چند كاه حكومت باستقلال نمودند و بعد از ان قليل مدّتى امير تيمور و اولاد او فرمانده آنجا بودند و آنكاه فرقهء آق‌قويونلو و ملوك قراقيونلو مدّتها داشتند و بعد از ان ملوك صفويّه رايت استيلا در آن ديار برافراشتند و چند كاه در زمان سلطان محمّد صفوى آل عثمان به حيطهء تصرّف درآوردند و اولياء شاه عبّاس ماضى از روميان استرداد كردند بعد از انقراض دولت صفويّه ديكرباره بدست ملوك روميّه درآمد به نيروى نادر شاه والاجاه بازكرفته شد و چون شوكت نادرى دركذشت آن ولايت ملوك‌الطوايف كشت ملوك زنديه را بنا بر مصلحت فىالجمله انقياد مىكردند تا آنكه نهال دولت قاجاريّه باليدن كرفت اكنون كه سنه 1247 هزار و دويست و چهل و هفت هجريست اكثر بلاد آن كشور بر كماشتكان شاهزاده كامكار عبّاس ميرزا ابن فتحعلى شاه كه مخاطب به نايب السّلطنه است تعلّق دارد و بعضى اماكن آن ديار را اولياء روسيّه حكومت كذارند و به‌غايت شوكت و استقلال دارند احوال آن فرقه در موضع خود ذكر خواهد شد ان‌شاءالله تعالى حاصل مال ديوان آنجا در زمان دولت سلاجقه دو هزار تومان مغولى بوده و هر تومان مغول هزار مثقال نقره است در جميع بلادش ميوهء سردسيرى ممتاز و حبوب و غلاتش بامتياز است ذكر مولانا ميرزا ابو القاسم فاضل كرانمايه و عالم بلندپايه بود و در علوم صورى و فضائل معنوى يكانه مىنمود اصل آن جناب كويا از مدينهء ايروان بود و در دار السّلطنه اصفهان تحصيل علوم عقليّه در عتبات عاليات تكميل مراتب نقليّه كرده بود و فقير ان بزركوار را در قبة الاسلام تبريز ملاقات نموده بود شخصى محقق و مجاهد و مرتاض بود و سياحت عراقين و خراسان و آذربيجان كرده و ايّام بسيار با علماى عصر و فضلاى دهر برآورده بود و جمعى از عرفاى ايران ديده و به خدمت مشايخ زمان رسيده بود روزى فقير از آن جناب سؤال نمود كه در حق علما چه مىفرمائيد و در مدح و ذمّ ايشان چه بيان مىنمائيد در جواب فرمود كه در مدح و قدح علماء آيات و اخبار بسيار وارد شده است بدانكه بناى هر عمل به نيّت عامل است و نيّت امريست مخفى امّا بر جناب بارىتعالى و تقدس مخفى نيست هركاه نيّت خالص و للّه نباشد صحّت صورت عمل فايده ندارد چنانچه از طريق عامّه و خاصّه مرويست كه قال النّبىّ صلّى اللّه عليه و آله انّما الاعمال بالنيّات لكلّ امرئ ما نوى و ايضا فرمودهء كه انّما يبعث النّاس على نيّاتهم و نيز فرمودهء كه نيّة المؤمن خير من عمله و ديكر مرويست كه قال ص مخبرا عن جبرائيل ع من اللّه تعالى قال الاخلاص سرّ من اسرارى استودعه فى قلب من احببت من عبادى